سلام ای عشق شیرینم کجایی؟ چه داری میکنی از این جدایی هوای قلب تو آرامتر شد؟ حالا که رفتی حالت ،خوب تر شد؟ اگر حالم بپرسی خوب خوبم نه تب دارم نه همرنگ غروبم فراموشم شده چشمانت ای یار دگر هرگز نشد این قلب بیمار هوای بودن تو در سرم نیست دگر دردی زتو در باورم نیست دگر حسرت ندارم بینمت باز دوباره جاده و شعری ازآغاز دگر بحثی ندارم دیر کردی چرا آخر تو باز تاخیر کردی دگر درد سرم هم رفت از یاد سرت خوب شد حالا،ای خانه آباد؟ دگر حالم نپرس خیلی عجیبم هنوزم یک دروغگوی نجیبم نمیخواهم بدانی بی تو هر شب نخوابیدم دمی از درد این تب تب آن خاطرات شادمانه خیال خاطرات عاشقانه نمیخواهم بدانی بی تو اینجا چو یک زندان تاریک است دنیا نمیخواهم بدانی روزگارم چه ها آورد بی تو از دمارم نمیخواهم بدانی بغض کردم شکستم بی تو هر لحظه، دمادم به یاد خنده ها و طرح آن
لب هزاران بار مردم بی تو
هر شب صدای گریه ام در شهر پیچید به یادت هر نفس این بغض ترکید دگر بعد از تو حیرانم من حیران پریشانم پریشانم پریشان نمیخواهم بدانی درد دارم نگاهی خیره اما سرد
دارم عزیزم خوب خوبم غصه ای نیست دگر رو به غروبم غصه ای نیست نمیخواهم بدانی بی قرارم بدون تو شب و روزی ندارم نمیخواهم بخوانی از نگاهم هنوزاز دل تو را من دوست دارم فقط خواهم همیشه شاد باشی زقلبم پر کشی آزاد باشی برو سمت کبوتر های سر مست همانجایی که گفتی عاشقی هست همانجا که همیشه
صادقانه تورا
میخواهن از دل عاشقانه برو من صادقانه با تو هستم برایت آرزوها میفرستم دعایت میکنم خندان بمانی دلت پر گیرد از شور جوانی دگر طاقت ندارم از تو گویم دوباره بغض تلخی در گلویم دوباره شعرو اشک وخاطراتت خیال چهره ی زیبای ماتت خیال روزهایی که گذشتند همان روزها که رفتن، بر نگشتند ولی نه من نمیخواهم بدانی تمام شد بعد تو این شادمانی ... نه من بعد تو شادابم نگاه کن همیشه بستر خوابم، نگاه کن!!! توان ایستادن در تنم نیست دگر هرگز توان گفتنم نیست تورا من میسپارم دست دادار عزیز من خدا یار و نگهدار...
قصّــه ی عشق از زمين كه گذشت دستم نمی رسد نادان تر از آنم می دانم
به شانه ام زدی.که تنهایی ام را تکانده باشی.
بعد از تـــــــو،،، باید دور تمام شهر را ،
سلام ببین
فتو شاپ بیداد میکند این روزها! آهسته و بی سرو صدا !! قرار شـد اشکـَنـَـک باشد و سر شکستـَنَـک بــی خــبر حوای من ! به خاطر کندن گل سرخ دیگر خامی و جوانی کردن
و زمانی فرا می رسد که ما مرده ایم و نمی دانیم دیر آمدی موسا استخوان هایم را اگر او برای تو ساخته شــده است !! شب عروسی ات ، هردومان گرفتاریم ....
شده ام خسته و بیمار خداحافظی ات ترسم ای خوب که تا مرز جنونم بکشد لحن پاییزی و خونسرد خداحافظی ات طاقت بدرقه ات هیچ ندارم بخدا چه کنم نیست دلم مرد خداحافظی ات ای سفر کرده ی من کاش که میدانستی با من خسته چه ها کرد خداحافظی ات...
به حرمت کداممان نمیدانم! من همینقدر میدانم باران صدای پای اجابت است و خدا با همه ی جبروتش دارد ناز میخرد نیاز کن!!!
من اعزام شدم واسه دومین المپیادبین المللی رباتیک که تو کمپ نفت محمود آباد برگزار میشه اسم تیم ما مسیر یاب ویژه وازنا و مسیر یاب آزاد ناتکا هستش از 20ام تا 25 هستیم اونجا بعنوان عوامل اجرایی و22ام افتتاحیه المپیاده شما میتونین اخبار زنده رو از شبکه های 4-خبر و مازندران ورادیو ببینید وبشنوید ببخشید نمیتونم بهتون سر بزنم ممنونم که بهم سر میزنید ونظر میزارین مرسی از همه تون

از هوايي شـُـدن هراسي نيست
پيش بيني نكن چه خواهـــد شــد
عشق ، مثل هواشناسي نيست !
که حلقه کنم گرد شانه های زمين
و بـِگِريــــــــــم، به غمگساری اش
که هرگز
اينچنين
بی عاشق نبوده است...!
که باورم کنی...!
و دانا تر از آن
که ایمان بیاورم،،به هر چیز احمقانه ای!
مرا کشف نکن
ابن جزیره
نه گنجِ نهفته ای دارد
نه قومِ آدمخوار
تنها
در من کمی زندگی کن
کمی قدم بزن............!!
در سطرهای بعدی این شعر،
عاشق کسی می شوی،
می روم برای خودم قهوه بریزم،
راحت باش...!
به چه دل خوش کرده ای؟!
تکاندن برف. از شانه های آدم برفی؟


جـــواب همــــه دوستــــت دارم هـــــا...
مرســــــی شـــد
نوار زرد(صحنه جرم ورود ممنوع!) بکشند ...
می دانی روزانه چند نفر ،
در این خیابان ها ،
عاشق می شوند؟

این اسمش دلــــــه !
اگر قرار بود بفهمه که فاصله یعنی چی
اگر قرار بود بفهمه که نمیشه …
میشد مغز !
دلـــــه ..
نمی فهمه … !
فقط خواستم اطلاع بدم…
بدنبال یک عکس قدی ،
شاید هم تمام رخ از عشـــق گشته ام !!
سریع و پر هیجان !!
فدای سرت ...
دیگر چه فرقی می کند !؟؟
وقتی هزار بار بند خورده است ...
چینی ی نازک تنهـــایی من
تو فقط بیــــا!
اما این بازی که تو راه انداختی ...
سراسر دل شکستنـَـک بود و بس!
رَد شـــو از مـــن
مــــاشینی که به قــصد
زیــر کردن مــی آید
هیچوقت بوق نمی زند!
کمی وسوسه ام کن
میخواهم
آدم شوم ....!
ارّه آوردید؟!
چرا ارّه؟!
فقط به گل سرخ بگویید:
تو هی تو!
خودش می افتد و می میرد
از من و دل سالخورده ام گذشته است!
در شعرهایم
اسمت را با مداد می نویسم...!!!
گلسرخي شاعر بود
آنقدر كف زديم تا اعدام شد
آنقدر سوت زديم تا دق كرد
تماشاگران عزيز ! نه كف بزنيد نه سوت
اگر كارتون دوست داريد
لطفا كانال خود را عوض كنيد
من يكي شنا بلد نيستم
هر چند طرفدار تيم ملوانم !
صدای نی
بیهوده در گوشی که دیگر نمی شنود
پیچیده است
مرده ایم و نمی دانیم
آنکه آخرین دکمه های زندگی مان را باز می کند
به هماغوشی مان نیامده ست
دوره ی اعجاز ها گذشته است
عصایت را به چارلی چاپلین هدیه کن
که کمی بخندیم
به دانشمندان بسپارید
شاید بفهمند
نه یخبندانی بود
نه بیماری مهلکی!
من
از دوری تو
منقرض شدم!
من برای تو ویـــــــــــــــران شده ام ...!
تو ؛ قند ات را می سابی
و من ...
کشک ام را!!
شکستــــــــــــــــــــه ....!تنهـــــــــــا...!



| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |









